
سعید امامی(اسلامی)که بود؟_قسمت دوم
سعید امامی در سال ١٣٧۴ با ارائه گزارشی به عنوان ارزیابی موقعیت و محبوبیت دگراندیشان و مخالفان رژیم به علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات عنوان میکند که داریوش فروهر به احتمال زیاد بین پنج تا ده سال آینده مهمترین خطر برای کل حاکمیت خواهد بود. امامی یکی از نقاط قوت فروهر را این نکته عنوان مینماید که وی مخالف مشی مسلحانه و براندازی از راه تند و خشن است و نافی هر نوع کودتا یا انقلاب است. نورا فاخوری نویسنده لبنانی در دیداری که با فروهر و همسرش داشت با وی مصحابه مفصل و خواندنی میکند که در مجله هفتگی المبعله چاپ میشود و در آنجا وی را گاندی ایران مینامد که این مطلب در داخل کشور انعکاس گسترده میابد و در همین گزارش امامی به فلاحیان هم اشاره ای به این مسئله شده است.
امامی در ادامه می افزاید فروهر برخلاف مجاهدین خلق و برخی گروه های چپ و چهره های به ظاهر ملی به هیچ عنوان حاضر به تکیه کردن به قدرت های خارجی نیست! تعامل با چنین فردی به مراتب مشکل تر از رویارویی با افرادیست که با خارجی ها در ارتباط بوده یا هستند و اگر بیماری شخصی او را از پای در نیاورد بدون شک میتواند در کوتاه مدت حرکت های نامنظم دانشجویان و روشنفکران ایران را همسو کند و زیر چتر ملی گرایی با چاشنی مذهبی آن ها را گردهم آورد. فروهر به طور کلی نقطه ضعف ندارد . یک جریان خصوصی که میتوانست به عنوان نقطه ضعف علیه او مورد استفاده قرار گیرد توسط خود وی خاتمه یافت!(پخش شایعه همسر دوم گرفتن داریوش فروهر)
سعید امامی با پرداختن به کانون نویسندگان که هنوز فعالیت های رسمی خودش را آغاز نکرده و جمعی از نویسندگان و اهل اندیشه برای احیای آن تلاش میکنند را خطری دیگر برای حاکمیت عنوان میدارد. وی عنوان میکند بعضی از کانونی ها با مشکلات شخصی که گرفتار آن هستند خطری محسوب نمیشوند اما امثال مختاری، مهرانگیزکار، گلشیری و ... به صورتی سیستماتیک در صدد زدن تیشه به ریشه نظام هستند و اغلب این افراد نقشی هم رده واسلاو هال برای خود قائل میباشند.
سعید امامی توصیه به اقدامی عاجل برای مقابله با کانون نویسندگان میکند و اینگونه نطفه قتل های زنجیره ای بسته میشود! وی دو سال پیش از دوم خرداد از کسانی به عنوان تهدید برای نظام نام میبرد که بعد ها رهبری جنبش دوم خرداد را به دست میگیرند، امثال محسن کدیور ها و عبدی ها در مرکز سیبل قرار داشتند که اجل مهلتشان داد!
پ ن: اعدام دل آرا دارابی را متوقف کنید!
جناب آقای شاهرودی سلام
صبح عالی بخیر و بلکه ظهر و یا شاید شب، سال ٨۴ بود که حاکمیت یکدست شد، یکدست یکدست! وبلاگی تیتر زد آیت الله هاشمی شاهرودی تنها اصلاح طلب داخل حاکمیت. و چه قوتی بود این حرف برایم بدون توجه به محتوای کلام. عزیزی میگفت آیت الله شاهرودی انسان خوبیست و از نهاد های مختلف قضایی و کمبودهایشان انتقاد میکند، پاسخ این است که ایشان انتقاد میکند صحیح، اما مسند قوه قضاییه به دست آن جناب است و اصلاح اشتباهات وظیفه ایشان.
آقای شاهرودی در قوه قضاییه چه میگذرد؟ در حالیکه با داشتن لابی های قوی به ازای دریافت پنجاه میلیون تومان حکم اعدام قاچاقچی هایی که از مرز افغانستان وارد کشور شده اند به بیست سال زندان تقلیل میابد باید شاهد اعدام دختری باشیم که هنوز گناهکاریش محرز نشده است؟ این نیست عدل اسلامی و یا شاید بنده مسلمان نیستم و یا شاید ...
آیت الله شاهرودی چند ماه به پایان تصدی شما بر کرسی یکی از قوای سه گانه بیشتر نمانده، گذشته ها که گذشت در همین فرصت کوتاه از خود نقشی به غایت زیبایی ماندگار بر جای بگذارید، تا دیر نشده! خواهش میکنم!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
به خیلی چیزها فکر میکنم، علاقه زیادی به پرداختن به مقوله انتخابات ندارم. خوشا آن روزها که مطالبات دانشجویان و بخش قابل تاملی از ملت رفراندم و امثالهم بود و بدا به این روزها که در گوش مردم میخوانند باید به مطالبات حداقلی اکتفا کرد! وای بر ما، به کجا میرویم؟
دور قبل کف مطالبات ما معین بود این دور خاتمی پرچمدار اصلاحات حکومتی که به آنهم نرسیدیم و یا باید عطای شرکت در انتخابات را به لقایش ببخشیم یا از بین میرحسین و کروبی یکی را انتخاب کنیم. هراس دارم آنقدر عقبگرد کنیم و با توجیه شرایط حساس و تاریحی مردم را دعوت به مطالبه حداقلی کنیم که روزی بین دکتر الله کرم و حاج بخشی مجبور به انتخاب شویم!! بنده شخصی مانند عبدالله نوری را(ولو صدبار هم رد صلاحیت شود) به هزار هزار کروبی ترجیح میدهم!
در گذشته حاکمیت سعی در مدیریت انتخابات داشت اما حالا نامزدهای انتخاباتی را مدیریت میکند و اینگونه انتخاباتی آزاد، پرشور و دمکراتیک برگزار خواهد شد. من نمیگویم در انتخابات شرکت کنیم یا نکنیم فقط این را میدانم که نباید بازیگر بازی دیگران بود.
سخت ترین و تاثیر گذار ترین گزینه یا سهل ترین و کم اثر ترین گزینه؟
انتخاب با توست!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
ناصر حجازی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد.
به گزارش خبرگزاری پرشین فوتبال به نقل از مهدی تاج پس از مذاکرات صورت گرفته با مربیان داخلی و خارجی فدراسیون فوتبال و ناصر حجازی به توافقات نهایی دست یافتند و طی یک کنفرانس مطبوعاتی در روز شنبه در محل کمپ تیم های ملی وی به طور رسمی سکان هدایت تیم ملی فوتبال ایران را در دست خواهد گرفت.
معلوم نیست ملاک آقایان برای این انتخاب چه بوده است؟ به راستی چه کسی پاسخگوست؟
پ ن: مطلب فرهاد در این زمینه!
بعد از پ ن: دروغ سیزده ای بود تحفه درویش، با تشکر از فرهاد که ایده اولیه را داد و با تشکر از خودم که پر و بال دادم به موضوع به طوری که در چند وبلاگ هم بحث شد و عده ای هم اقدام به ارسال آن بصورت آفلاین کردند. به هر حال امیدوارم فردی لایق هدایت تیم ملی را بر عهده بگیرد مگر نه حجازی که مال این حرف ها نیست!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...