
شوت کریم باقری فوق العاده استثنایی بود. انصافا هر دو تیم بازی خوبی به نمایش گذاشتند و هر کدام دقایقی تیم برتر میدان بودند. هم بازی زیبا دیدیم و هم برنده شدن یکی از طرفین را. خلاصه که بعضی ها لوله شدند رفت پی کارش ما هم که اصلا و ابدا پرسپولیسی نیستیم به جان شما! چرا برایم حرف در می آورید آخر؟؟
مبارک پرسپولیس باشد که مزد بازی برتر و سراسر هجومی اش را گرفت و برای استقلال هم در جام باشگاه های آسیا آرزوی روزهای زیبا و رویایی میکنم انشالله بتوانند آبروی ایران را حفظ کنند.
به امید قهرمانی پرسپولیس در لیگ امسال و پیروزی همه نمایندگان ایران منجمله استقلال در جام باشگاه های آسیا. فراموش نکنیم که فراتر از قرمز و آبی بودن همه سبز هستیم پس برای موفقیت سبزها دعا کنیم!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
چهل روز گذشت، چهل روز گذشت و تو نیستی!
شاید ظرف دهسال گذشته از فوت دو روحانی به شدت متاثر شدم، یکی یار همیشگی آیت الله بود و دیگر قرار بود جانشین آیت الله باشد. میگویند اگر میخواهید حالات و روحیات یک فرد را بشناسید از نزدیکترین افراد به آن شخص پرسش کنید. خب چند تا طلحه از کار در می آیند؟ چند نفر از اصحاب خاص زبیر میشوند؟ ما که ادعایی نداریم اما شما که ادعای پیرویتان از آرمان های آن مراد گوش فلک را کر کرده چرا؟ همه را به یک چوب رانده اید! چند نفر از اصحاب هم اکنون نزد صاحبان قدرت عزیز و مکرم هستند؟ قدرت خیلی راحت میتواند چشم ها رو کور و گوش ها را کر کند، اینکه در یک قدمی اش باشی و چشم هایت بیناتر و گوش هایت شنواتر از همیشه باشد کار من و تو نیست.
چقدر راحت به قدرت پشت پا زدی مرد! مگر سه هزار منافق کور دل و بی همه چیز جانشان چه ارزشی داشت؟ سه هزار که هیچ سی هزار هم میکشتند باید سکوت میکردی، چند ماه سکوت و بعد یک شیرینی بی حد و انتها، ایران زیر قباله ات بود!
اما نه، تو اهل میخانه رفتن و پیمانه پر کردن و نوشیدن بودی، چه آسوده باده عشق را سر کشیدی ، چه دریادل بودی. سال های سال در سخت ترین شرایط خانه نشین بودی. ما نمیدانستیم کسی را داریم که مانند پدری مهربان، غمخوار دلسوز آینده فرزندانش است. دلسوز تمام ایرانیان. کاش این اتفاق سبز سال ها قبل می افتاد، ایکاش مدت ها پیش از این کانون توجهات میشدی و ایکاش ...
در همین مدت کوتاه وظیفه ات را به نحو احسن انجام دادی، همانند بیست سال قبل باز هم ایستادی و پایمردی کردی. میگویند سن که افزون گردد محافظه کاری انسان پر رنگ تر میشود ولی تو نقض این قانون بودی. چقدر از تو کینه داشتند بعضی ها اما روح زلال و شفاف تو در همین مدت کوتاه همه ایران را در بر گرفت و محبوب دل ها شدی. گرچه محبوبیت برای تو پشیزی ارزش نداشت که تو مرد عمل به تکلیف بودی. حتی مرگت خاری در چشم و استخوانی در گلوی دیکتاتورخو های بدخواه شد! حتی روز هفتم و حتی چهلم و حتی سال و سال های سال.
تو در قلب ملت ایران همواره جا خواهی داشت ای بزرگمرد.
در نمازم خم ابروی تو در یاد آمد
حالتی رفت که معراج به فریاد آمد
لحظاتی از آخرین نماز آیت الله منتظری . . .
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
امیر مطلبی نوشته به عنوان آیینه ایرلند! صحبت هایش را که خواندم خیلی به فکر فرو رفتم، مسلما حاکمیت از هیچ ترفندی برای ایجاد تفرقه در صفوف جنبش سبز فرو گذار نخواهد کرد و تلاش خود را در جهت واپاشیدگی این حرکت تا حد امکان انجام خواهد داد. یک جور سیاست چماق و هویچ که صد البته دسته چماق از تنه هویچ کلفت تر است! ولی اینکه سبزها چگونه واکنش نشان میدهند خود مسئله ای در خور تامل است. من بارها عرض کرده ام که تا وقتی سه رهبر نمادین این حرکت مردمی جانب مردم ایستاده اند باید به آنها اعتماد کرد و در خط آنها حرکت نمود. نامه خاتمی به رهبری نظام ، مصاحبه زهرا رهنورد با روز آنلاین و صحبت های شجاعانه وی و همچنین سخنان کوبنده مهدی کروبی حاکی از وفاداری آنها به عهدیست که با مردم بسته اند.
برگشته بودم به تیرماه ١٣٧٨. براستی اگر مطالباتی که ابتدا مطرح شد منجمله بازگشایی مجدد روزنامه سلام پیگیری میشد نتیجه بهتری به دست می آمد یا وقتیکه شعارهای براندازانه سر داده شد و عده ای خواهان سقوط نظام شدند؟ من فقط این را میدانم که دهسال از آن واقعه گذشته، رژیم پابرجاست و هنوز هم که هنوز است روزنامه سلام چاپ نمیشود!
حالا هم دست خودمان است که تعامل گر و تعقل گرا باشیم یا آرمانی و رمانتیک!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
فارغ از انتقاد و تمجیدی که از مصطفی کواکبیان در برنامه دیشب رو به فردا میکنند من معتقدم وی را باید در ظرف خودش سنجید مسلما مقایسه وی با تاجزاده یا رضا خاتمی یا محسن آرمین از اساس غلط است. ایشان در سال های آخر اصلاحات حتی علیه آقای خاتمی حرف هایی زد و میخواست یک جبهه جدید جدا از گروه های ١٨ گانه دوم خرداد درست کند و تعریف دیگری از اصلاحات داشته باشه که موفق نشد! وی در سال ٨۴ کاندیدای ریاست جمهوری بود اما رد صلاحیت شد و در مراسم تنفیذ آقای احمدی نژاد در سال ٨٨ شرکت کرد که با انتقاد طیفی از فعالین سیاسی مواجه گشت. یعقوب مهرنهاد فعال اجتماعی ساکن بلوچستان که ٢ سال قبل اعدام شد مسئول روزنامه مردمسالاری در سیستان بود که اعدام ناگهانی وی با سکوت مطلق کواکبیان مواجه شد! کواکبیان در بحث آدم مسلط و کارکشته ایست و روحیه جنگندگی و حاضر جوابی از نقاط مثبت او در مباحثه است. در کل به نظر بنده بد حرف نزد حالا آمدند انگشت گذاشته اند که از رهبر تمجید کرد، خب میخواستید در رسانه ملی چیز دیگری بشنوید؟ مثلا اگر همانجا بلند میشد شعار میداد مرگ بر دیکتاتور برایش کف میزدید؟ اصل مبحث چیز دیگری بود و وی تا حد قابل قبولی بدون اینکه بخواهد خطوط قرمز را بشکند جواب داد و حتی یکی دو گریز هم به کهریزک و آن مسائل زد که شریعتمداری جوابی نداشت.
مباحثه شریعتمداری را تاکنون ندیده بودم و این احساس در من بود که در بحث بسیار مسلط تر از این حرف هاست. دیشب جز اینکه کاغذ رو به دوربین نشان دهد و هی بگوید سند داریم استدلال خاصی نداشت، بارها گفت من از کیهان دفاع نمیکنم اما تا توانست دفاع کرد، البته خونسردی وی جالب توجه بود که یکی از خصیصه های بازجویان است.
یکی از دروغ های ایشان ادعای پناهندگی مهاجرانی به انگلستان است که واقعا آدم به صداقت این فرد مومن و با خدا غبطه میخورد! بهتر است جواب را در سایت خود آقای مهاجرانی ببینید.
در بخش دیگری از مناظره جناب آقای شریعتمداری از این افسوس میخورد که در جمهوری اسلامی ثواب بازجویی نصیبش نشده است. استغفرالله دروغ از این شاخدار تر و بزرگتر آنهم جلوی هفتاد میلیون جفت چشم؟ همانطور که در سایت آینده نیوز آمده در کتاب اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی به قلم عزت الله سحابی صفحه ۵٣ آورده شده که:
در سال شصت و نه که بازداشت شدم حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان بازجوی من بود. بازجویی من تمام شده بود ویکی دو ماه هم گذشته بود که یکباره ایشان من را احضار کردند. با چشم بسته به اتاق بازجویی رفتیم. ایشان گفت جریان این که گفته ای ولایت فقیه کار آمریکاست چیست؟ من گفتم بنده چنین حرفی نزده ام. گفت موضوع آیت و بقایی چیست؟ من هم آن تحلیلی را که به آن رسیده بودیم تعریف کردم. خود شریعتمداری در تایید صحبتهای من حرفهای زیادی زد. در آن زمان آیت رابطه اش با بقایی را انکار می کرد و می گفت: من با بقایی بوده ام اما دو سه سالی است که با او قهر هستم. اما شریعتمداری می گفت دروغ می گوید او چنان مرید بقایی یود که حتی اصلاح سرش را هم مانند بقایی انجام می داد. یعنی تا این حد شیفته بقایی بود. آن زمان من نامههای آیت را ندیده بودم. بعدها در آن کتابی که منتشر شد آن ها را دیدم و فهمیدم چقدر به بقایی ارادت داشته است. اما خودش رابطه با حزب زحمتکشان را پنهان می کرد . شریعتمداری گفت تحلیل شما از گردش 180 درجه ای بقایی در سه ماه بعد چیست؟ گفتم ما عقیده داشتیم او یک رند سیاسی بوده است . او این مسئله را مطرح کرده تا ما را یعنی تیپ روشنفکران مذهبی را که زیر بار ولایت فقیه نمی رفتند از صحنه کنار بزند. مثل قماربازها که یکباره ورقی را رو می کنند و همه را کنار می زنند. به این ترتیب فقط خودش می ماند و سپس به طریقی سلطنت را باز می گرداند . شریعتمداری گفت شما سیاسی ها می خواهید همه کارها را تحلیل کنید و اطلاعات لازم را ندارید. گفتم آن اطلاعات چیست ؟ گفت در این فاصله سه ماهه , ارتشبد اویسی دو بار به بقایی تلفن کرده است!
این یک نمونه بود و هستند افراد زیادی که شهادت بدهند وی از آنها بازجویی کرده است، آقای شریعتمداری! بگم؟ بگم؟؟ بگم؟؟؟
پ ن روز شنبه اضافه شد: کامنت استاد ممیزی هم در این زمینه بسیار خواندنیست: در همان سال 69 که برای انتشار نامه 90 امضا’ دستگیرمان کردند آقای شریعتمداری از منهم بازجوئی میکرد البته ما همیشه با چشم بسته به اتاق بازجوئی میرفتیم ولی معمول بازجوئی چنان بود که مقدمتا چند نفر گردن کلفت با مشت و سقلمه و سیلی کتکمان میزدند تا از هر گونه مقاومت تخلیه شویم در یکی از این تارزان بازیها چشم بند من فرو افتاد و جمال بی مثال آقای شریعتمداری را زیارت کردم !
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
بیانیه ١٧ موسوی بسیار هوشمندانه نگارش شده است. همانطور که در مطلب بیانیه ١۶ میرحسین ترسیم ادامه مسیر جنبش سبز عرض کردم خصیصه های میرحسین وی را برای رهبری چنین جنبش عظیم اجتماعی آماده کرده است. میرحسین از جنس حاکمیت بوده و شناخت خوبی بر سیستم حکومت و روانشناسی جامعه دارد. وی با عبرت گرفتن از تاریخ جنبش را به سمتی هدایت میکند که آن را از حرکت های پیشین(حتی انقلاب ۵٧)متمایز میسازد. وی زمان را به نفع جنبش سبز میخرد و در لحظات حساس با بهره گیری عالی از کمترین امکانات ضرباتی کاری را به جریان تا بن دندان مجهز تمامیت خواه وارد میکند. به نقل از منابع رسمی و با محاسباتی که انجام شده در روز ٩ دی علی رغم همه تمهیدات انجام شده حداکثر پانصدهزار نفر در خیابان های تهران به تظاهرات دولتی فرمایشی آمدند و این یک پیروزی بزرگ برای ملت همیشه قهرمان ایران بود.
حاکمیت با اشتباهاتی فاحش حداکثر تلاش خود را برای خواباندن غائله انجام میدهد و میرحسین به عنوان رهبر نمادین جنبش سبز با آگاهی از این موضوع کارت های خود را یکی پس از دیگری و در وقت موعود بازی میکند! وی به هیچ عنوان تحت تاثیر شرایط روز ، خشم و یا هیجان های مقطعی قرار نگرفته و راه ترسیم شده را ادامه میدهد. راه حل های میرحسین بسیار منطقی و کف حداقلی مطالبات برای آغاز مذاکرات است. او به هیچ عنوان به ورطه انکار حکومت و ضدیت با نظام نخواهد افتاد(آرزوی خامی که خواسته بعضی از ناآگاهان در دو طرف است) و همین نقطه عطفی در تاریخ ما خواهد شد ، نقطه عطفی که نفی رادیکالیزم و حرکت در خط اعتدال را فریاد میزند و از خشونت طلبی و خونریزی بیزار است.
جنبش سبز هم اکنون از مرز اثبات خود به حکومت عبور کرده، ٧ ماه مقاومت در بدترین شرایط ممکن و به سلامت و با صبر و متانت گذر کردن از این تونل وحشت(که صد البته بدون هزینه نبود) نشاندهنده رشد و بلوغ فکری بدنه اجتماعی این جنبش عظیم است. ما باید همچنان آرمانگرایی و واقعگرایی را بصورت توامان سرلوحه برنامه مان قرار داده و مطابق با واقعیات به سمت آرمان نهاییمان حرکت نماییم. هر چند که مسیر دشوار است اما نباید برای رسیدن به مقصد عجله کرد.
من رویایی داشتم و آن را خواهم ساخت!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
کلمه: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد.وی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.
به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما .
همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.
برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.
مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.
گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟
اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .
بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟
آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که ” بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم”. بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.
بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .
من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.
بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.
ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .
ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .
اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .
میرحسین موسوی
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
این چند روز حال و روز روحی خوبی نداشتم. خواستم نوشته ام از سر احساس نباشد این بود که دست نگاه داشتم تا غلیان احساسات فروکش کند و بعد بنویسم. چیزی که در روز عاشورا دیدیم حداقل برای شخص خودم غیرقابل تصور بود، از یک طرف برنامه ای مشابه با کارناوال عاشورای سال ٧۶ و از طرف دیگر ضرب و شتم شدید و کشتار مردم آنهم در چنین روزی! در رابطه با قضیه هتک حرمت مسلم است هر انسان معتقد به مبانی اسلام و تشیع چنین کاری را بر نمیتابد جدا از اینکه آیا این یک عمل خودجوش بوده و یا با برنامه ریزی محفل خاص. خنده دار اینجاست که میگویند فیلم هتک حرمت به قرآن کریم آماده نشده به محض آماده شدن پخش میکنیم! خود این مطلب شاهدیست بر برنامه ریزی قبلی این مسئله!
متاسفانه حاکمیت توتالیتار به هیچ عنوان حاضر نمیشود تدبیر و یا انعطافی به خرج بدهد و از این سمت هم مردم روی مطالباتشان پایفشاری میکنند و بی تدبیری حکومت در کنترل درست اوضاع مملکت را به حالت بحران سوق خواهد داد، چیزی که من میبینم افتادن نظام در سراشیبی خطرناکیست که مشخص نیست عمق آن تا چه اندازه است چیزی که سلسله پهلوی در سال ۴٢ به آن دچار شد و در سال ۵٧ به انتهای دره رسید!
شعارهایی که درباره مرگ و سرنگونی این و آن داده میشود بسیار نگران کننده است، بدنه جنبش سبز و میانه رو ها در این میان نقشی اساسی ایفا میکنند و آن تبیین خط مشی جنبش است اینکه آیا ما خواهان رفتن فلان فرد و آمدن بهمان شخص هستیم یا میخواهیم سیستم اداره کشور را اصلاح کنیم و از خودکامگی به سمت پاسخگو بودن سوق دهیم؟ چیزی که مسلم است با رفتن و آمدن اشخاص تغییر دلخواه به وجود نخواهد آمد مگر اینکه ساز و کار مناسب فراهم شده باشد و با بسترسازی زمینه اجرای دقیق قانون را فراهم کرده و افراد را وادار به کرنش در برابر قوانین بنماییم مگر نه تصرف خیابان ها در روزهای خاص بدون داشتن برنامه فقط به فلج شدن کشور کمک میکند و هیچ فایده دیگری ندارد.
اینجا باید به جریان مقابل و رفتارهای متقابل آنان نیز نظری بیفکنیم و اینکه آیا همچنان به بگیر و ببند و کشتار ادامه میدهند یا حاضر به عقب نشینی و امتیاز دهی هستند؟ آیا تجربه دهه شصت و تقابل گروه لاجوردی و رجوی به نوع دیگری تکرار خواهد شد؟ اگر به دام بازی مافیای خشونت بیفتیم همان تجربه تکرار خواهد شد، زمزمه هایی مبنی بر استفاده از کوکتل مولوتف مویدی بر این این ادعاست که عده ای از به خشونت کشیده شدن جنبش سود خواهند برد و ما نباید فریب حرف های اینها را بخوریم زیرا از روز اول مسالمت آمیز حرکت کردیم و حتی در صورت افزایش شدت عمل جناح تمامیت خواه تا حد ممکن همین خط را باید ادامه دهیم!
و در آخر باز هم هشدار به حاکمیت که ممکن است شیب سراشیبی در ابتدای امر چندان تند و تیز نباشد اما در انتها همه را با مغز به کف دره خواهد کوفت، فقط کافیست مدتی نه چندان طولانی در این شیب حرکتت را ادامه بدهی!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...

حالی برام نمونده
دنیا برام سرابه
داد میزنم که ساقی
میخونه بی شرابه!
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...
چون صفحه مرورگر به کرات هنگ کرده این چندمین بار است که تلاش میکنم آپدیت کنم قربه الی الله!
عرضم به حضورتان که به دلیل قطع و وصل مکرر و چند روزه برق در منطقه ما مانیتور کامپیوترم به لقاالله پیوست. نامرد زیاد برایم کار نکرد، فقط ١٢ سال دوام آورد! این بود که ما طی یک اقدام خداپسندانه تصمیم به خرید مانیتور ال سی دی گرفتیم اما از آنجا که عمر کارت گرافیکمان با عمر انقلاب(تازه انقلاب اسلامی هم نه بلکه مشروطه!)یکی بود خرید مانیتور مدرن و پیشرفته میسر نمیشد این شد که طی یک عمل انتحاری تصمیم گرفتیم که کل کیس و مونیتور و بلکه کیبورد و موس را یکجا عوض کنیم و برای اینکار پانصدهزار تومان در نظر گرفتیم. یکی از دوستان که کاربلد این مقوله بود توصیه کرد که محض احتیاط صد تومان بودجه را افزایش دهیم که با کسری بودجه مواجه نگردیم.
این بیانیه ١۶ میرحسین را که خواندم خیلی به وی غبطه خوردم! انگار این مرد یکبار در سیر این تحولات و رویدادها قرار گرفته سپس چرخ زمان دوباره به عقب برگشته و وی مجددا این مسیر را میپیماید. درست است که موسوی سال ها از صحنه اجرایی کشور به دور بوده اما ظرف این چند ماه نشان داد که سال ها سکوت، سکوتی فعال بوده و نه انفعالی و از روی دلزدگی و بی میلی به امور کشور!
او نه فن بیان خاتمی را داراست نه سر و صدا و تحرک کروبی را، اما خصیصه های خوبی دارد که وی را به عنوان عنصری ارزشمند و برجسته از خیل عظیمی از سیاستمداران کنونی ایران متمایز میسازد! قبل از انتخابات هم تاکید کرده بودم بر این عبارت که میرحسین موسوی کوچک حرف میزند ولی بزرگ عمل میکند! خوشبختانه گذر این شش ماه نشان داد که آنچنان بیراه نگفته بودم. وی مانند شطرنج بازی ماهر مهره ها را به حرکت در می آورد و حتی گاهی بازی حریف را از قبل میخواند و تدابیر لازم را می اندیشد. مهم این است که مصلحت اندیشی مانع عدولش از خطوط قرمز نشده و از کف خواسته ها به هیچ عنوان عقب نشینی نمیکند!
نقشه راه جنبش سبز را به خوبی ترسیم کرده، در جیب خود گذاشته و با آگاهی از نقاط ضعف و قوت رقیب مسیر را میپیماید. در خط میرحسین و سران جنبش سبز حرکت کردن در حال حاضر وظیفه اصلی ماست و تا آنها پشت به مردم نکرده و در عهدی که با ملت بسته اند خیانت نکنند این مسئله باید پایدار بماند.
انصافا چه کسی فکر میکرد موسوی که بزرگترین حرکت اصلاحیش در شعارهای قبل انتخابات مثلا احیای سازمان برنامه و بودجه بود اینچنین محکم در برابر زیاده خواهی توتالیتارها بایستد؟
توصیه میکنم حتما بیانیه میرحسین را بخوانید. بیانیه ١۶ ام وی به مناسبت ١۶ آذر روز دانشجو!
پ ن: عید غدیر را خدمت تمامی علی دوستان بخصوص سادات عزیز تبریک عرض میکنم، خوشبختانه هر چه را از ما بگیرند حضرت علی را نمیتوانند مصادره کنند. امام علی متعلق به تمام افکار و اندیشه هاییست که به ایشان ارادات دارند.
پ ن: ١۶ آذر همه سبز میشویم. سبز سبز سبز !
به امید فردای روشن برای من، تو و تمام مردم دنیا
...